استراتژی معاملات در بازار سرمایه

فعالان بازار عموما در تصمیم گیری های خرید و فروش خود از روش های گوناگونی استفاده می کنند که شاید در بسیاری از موارد دارای مشابهات کمی با یکدیگر  باشند. اما در مجموع میتوان این روش ها را به پنج گروه اساسی تقسیم نمود:

  1. روش نموداری(چارتیستی)
  2. روش فاندامنتال(بنیادی)
  3. روشMPT(مدل مارکویتز)
  4. موج سواران و سفته بازان
  5. محکومان موفقیت

از جمله آنان می باشند که شاید حتی برخی از آنان به عنوان یک مدل رسمی در هیچ کجا به ثبت نرسیده باشند. اما به وضوح می توان آنان را با کمی مداقه دز بازار جستجو نمود.در ادامه تصمیم داریم تا به تشریح اجمالی روش های ۵ گانه خود بپردازیم اما باید بخاطر داشته باشیم که بعضا تفکیک بین این روش ها چندان آسان نخواهد بود ود بسیاری از مواقع روش های گوناگون به کمک یکدیگر خواهند شتافت. در قسمت اول مقاله نگاهی گذرا به بورس توضیحاتی درباره قوانین و مقررات و روش های تصمیم گیری ارائه شد(لینک مقاله انتهای همین صفحه) حال به ادامه مقاله توجه کنید.

 روش تکنیکال(Technical)

پیروان این روش معتقدند که کلیه عوامل تأثیر گذار در انتخاب یک سهم تأثیر خود را در قیمت روز آن متبلور می سازند وقیمت امروز یک سهم در برگیرنده کلیه عوامل تأثیرگذار گذشته و حتی آینده آن می باشد و میتواند با بررسی روند گذشته یک سهم نسبت به خرید بهینه آن اقدام نمود.

تکنسین ها معمولا با وارد نمودن اطلاعات روزانه بر روی نمودارها(البته با استفاده از نرم افزار های مرتبط) نسبت به تصمیم گیری های خود اقدام می نماید و بی جهت نیست که این گروه از فعالان بازار به چار تیست ملقب گردیداند.

این روش معاملاتی به جهت عدم نیاز به بررسی های گسترده اقتصادی و سیاسی و سهولت نسبی، طرفداران بسیاری به خود نموده است. اما یقینا این بدان معنی نخواهد بود که هرکسی می تواند با دیدن نمودارها به راحتی اقدام به تصمیم گیری بهینه نماید. باید باور داشت که این روش پیچیدگی های خاص خود را داراست که داشتن تجربه کافی و انجام بررسی های مستمر ، لازمه آن خواهد بود.

نقاط ضعف و قدرت

این روش با توجه به ماهیت ذاتی روش و قوانین جاری بازار بورس ایران دارای نقاط ضعف و قوت خاص خود می باشد که ذیلا به بررسی اجمالی آنان خواهیم پرداخت:

  بازار سهام چیست؟منظور از سهام عادی و تقسیم بندی آن چیست؟

سهولت انجام عملیات و محدودیت اطلاعات مورد نیاز در قیاس با روش های بنیادگر وMPT از محاسن این روش بوده و به نحوی که مجموعه اطلاعات قیمت روزانه یک بازار به تنهایی کفایت مقدمات اولیه آن را خواهد نمود.

در این روش با استفاده از مدل های ریاضی و با استفاده از اطلاعاتی چون قیمت روزانه ( باز، بالاترین، پایین ترین و بسته)، ارزش روز بازار ، تعداد سهام مورد معامله ، تعداد خریداران و… به بررسی روندها خواهند پرداخت که باتوجه به عدم شفافیت نسبی بازار ایران در خصوص دریافت اطلاعات سازمانی و عملیاتی شرکت ها می توان از آن در قیاس با سایر متدها به عنوان نقطه قوت آن نام برد، اما در مقابل عواملی چون:

  • گرفتار شدن به روزمره گی
  • هیجان و اضطراب های ناشی از نوسانات بازار
  • محدودیت زمانی خرید تا فروش سهام
  • وجود حجم مبنا
  • ناتوانی تشخیص قیمت یک سهم در زمان باز شدن مجدد که قانون حجم مبنا اعمال نمی گردد.

اما در نهایت اینکه بنا به قول بسیاری از فعالان بازار سرمایه ایران کاربرد این روش در کنار سایر روش های موجود در بازار سرمایه می تواند نتایج قابل و درخوری را برای کاربر فراهم سازد

روش MPT)Modern portfolio theory)

این روش برای اولین بار توسط هری مارکویتز به بازار سرمایه معرفی شد که این تحقیقات توانست برای این دانشمند بزرگ در رشته اقتصاد جایزه نوبل را به ارمغان بیاورد.

اعتقاد اثبات شده در این روش بر بهینه سازی ریسک وبازده از طریق چند گونه سازی سهام استوار گردیده است. در این روش به اثبات رسیده که تقسیم سرمایه به سهام مختلف وبررسی چگونگی ارتباط بین آنان می توان بدون تعدیل بازده، ریسک راکاهش داد.به تعبیری دیگر مارکویتز معتقد است که بازده سهام برابر با بازده وزنی تک تک سهام می باشد اما ریسک سبد الزاما برابر ریسک وزنی آحاد سهام داخل سبد نبوده و این موضوع ارتباط کاملی با همبستگی یا عدم همبستگی بازده سهام تک شکت های درون سبد با یکدیگر دارد. بر این اساس اگر به طور اتفاقی تعداد ۱۰ سهم را از بازار انتخاب کنیم، مطمعناًریسک این سبد از ریسک تک سهم های بازار کمتر خواهد بود.

  ابعاد بین المللی بازار پول

همانطور که رفت، تئوری مدرن پرتفولیو از نظر علمی دارای استحکام و قدرت کافی می باشد. اما باید توجه داشت که کاربرد این روش منوط به وجود اطلاعات تاریخی گسترده است تا جایی که هرچه اطلاعات تاریخی یک سهم بیشتر باشد می توان به نتایج حاصله اعتماد بیشتری نمود و این در حالی است که اعظم شرکت ها در بازار سرمایه ایران دارای عمق تاریخی بسیار کمی می باشند. در هر صورت موضوعی که یقیناًبه ذهن شما نیز خطور کرده این خواهد بود که انتخاب سهام، باید به چه روشی صورت گیرد؟طبعاًانتخاب تصادفی نمی تواند راه گشا باشد و اگر هم باشد الزاماًبهینه نخواهد بود. شاید اینجا باشد که نیاز به تکنیک های بنیادگرا به نحو محسوسی قابل درک و ترکیب این مدل با روش فاندامنتال می تواند کمک های شایان توجهی را به ما نماید.

تئوری مارکویتز

با توجه به اهمیت این موضوع و علی رغم اینکه هدف از تنظیم این مجلد بررسی مباحث بنیادی با گرایش به اصول مالی است. اما سعی خواهیم نمود تا این مدل را به صورتی محدود و با توجه به اهداف کتاب به بحث و بررسی بنشینیم.

«بر طبق تئوری مارکویتز بازده یک سبد سهام برابر میانگین وزنی تک تک سهام داخل سبد است. اما این موضوع در خصوص ریسک سهام یک سبد صادق نیست. اگر بتوانیم سبد سهامی تشکیل دهیم که در بین تک تک سهم های موجود در سبد کمترین ضریب همبستگی حاکم باشد.در آن صورت می توانید مطمعن باشم که ریسک سبد به طور یقین کمتر از وزن ریسک تک تک سهام تشکیل دهنده آن خواهد بود.

برای بررسی دقیق این موضوع کووارینس بین سهم های یک سبدبه صورت۲ به ۲ محاسبه خواهند شد و ترکیبی به نظر مناسب تر خواهد رسید که تعداد کوواریانس های منفی و مثبت آن دارای رابطه ای منطقی باشند.در این مدل درصد تخصیص اجزای سرمایه به هر سهم دارای تأثیرات قابل توجهی خواهد بود.

باور اینکه انتخاب تعداد سهام از صنایع مختلف الزاماًمی تواند ما را به یک حاشیه امنیتی مناسب برساند، به طور قطع و الزام، قابل اتکا نخواهد بود، چه بسیار از سهم هایی که در صنایع مختلف قرار دارند اما اگر نمودار بازده آنان را با یکدیگر مورد مقایسه قرار دهیم شباهت های بسیاری دز بین این دوقابل تشخیص خواهد بود و اگر این دو سهم را در قالب ریاضی نیز مورد مقایسه قرار دهیم خواهیم دید که دارای کوواریانس بسیاری با یکدیگر می باشند.

  شاخص بازار سهام چیست؟ مفهوم وانواع آن کدام است؟

بخاطر داشته باشید

پس بخاطر داشته باشید که انتخاب دو شرکت از دو صنعت نه شرط لازم و نه شرط کافی برای تشکیل سبد سهام خواهد بود چه بسا دو سهم هم صنعت دارای ضریب همبستگی صفر و یا حتی منفی یک باشند.مدل های ریاضی برمبنای یکسری اطلاعات که عموماً ماهیت تاریخی دارند تصمیم گیری می نماید و تئوری های آماری نیز اینطور عنوان می دارند که مجموعه اعداد به سمت میانگین تمایل بیشتری از خود نشان خواهد داد. زمانی که مت تصمیمی را براساس اطلاعات یک دوره ۱۰ ساله به انتظارات خودمان دست پیدا خواهیم نمود و هرچه دامنه این اطلاعات بیشتر باشد احتمال تحقق میانگین بازده نیز بیشتر خواهد بود. اما تا چه حد می توان به این اصل پایبند بود؟

طبعاً ریاضیات هرگز نمی تواند پیش بینی های بدون تردیدی را از آینده ارائه دهد. زیرا ارقام در محیط واقعی الزامی به رعایت قوانین ریاضی ندارند. چرا که بسیاری از عوامل غیرریاضی وجود دارند که می توانند بر بازار تأثیر بگذارند. اما می توان امیدوار بود که مادامی که شرایط قبلی که موجبات رشد یا افت یک شرکت و یا صنعت را فراهم نموده، مهیا باشد می توان به این مدل اتکا خواهد کرد در غیر اینصورت زمان بازبینی آن فرا رسیده است»

البته با توجه باگستردگی مباحث نظریه مدرن پرتفولیو کلام فوق تنهاگریزی کوتاه بود برآنچه در گستره این مدل وجود دارد و امید است تا در ۀینده و در مجلدات بعدی به بحث کاربردی و اجرایی این مدل بپردازیم.

 

صفحه ایسناتگرام لحظه پرداز ماهان
نگاهی گذرا به بورس و روش های تصمیم گیری(قسمت اول)

نگاهی گذرا به بورس و روش های تصمیم گیری (قسمت سوم)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *