در این مقاله میخواهیم به مفهوم بازارهای کارا و ناکارا و ویژگی های هرکدام بپردازیم.

 

بازارکارا

بازاری است که در آن اطلاعات یک سهم یا یک کالا با سرعت بالا منتشر می‌شود و با همان سرعت بر قیمت سهام تأثیر می‌گذارد؛ این اطلاعات سبب می‌شود که قیمت‌ها خود را تعدیل کنند. در بازار کارا تمامی اطلاعات در قیمت‌ها منعکس می‌شود و این اطمینان را به سرمایه‌گذاران می‌دهد که همه ‌آن‌ها اطلاعات مشابهی در مورد قیمت‌ها در اختیار دارند. در ادامه ویژگی‌های بازار کارا بیشتر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

منظور از بازار کارا چیست؟

بازار کارا، راهنمای سرمایه‌گذاران و بازتاب‌دهنده آن اطلاعاتی است که در بازار موجود است. می‌دانیم که برای تعیین ارزش سرمایه‌گذاری، بهترین شاخص قیمت سهام است. در بازار کارا سرمایه‌گذار هنگام تصمیم‌گیری برای خرید و فروش، تمامی اطلاعات لازم را در قیمت سهام می‌بیند. برخی از اقتصاددانان این بازار را چنین توصیف می‌کنند: «بازاری که در آن همواره قیمت‌ها همه اطلاعات در دسترس را به طور کامل منعکس می‌کنند.» اما عده‌ای دیگر از اقتصاددانان عقیده دارند که قیمت سهام همواره از رفتار سودجویانه سرمایه‌گذاران تأثیر می‌گیرد و نه از اطلاعات موجود در بازار. این افراد علیه فرضیه کارا استدلال‌های زیادی را مطرح می‌کنند. یکی از این استدلال‌ها «اثر ژانویه» است. اثر ژانویه می‌گوید: همیشه در ماه اول هر سال سود بیشتری نصیب سرمایه‌گذاران می‌شود. این استدلال‌ها بیان‌گر این مطلب هستند که در بازار الگوهای قابل پیش‌بینی برای تعیین قیمت سهام وجود دارد.

در واقع می‌توان گفت صرفا اطلاعات بازارهای مالی، عامل تعیین‌کننده قیمت سهام نیستند، بلکه اطلاع از عوامل سیاسی و اجتماعی و همچنین نوع قضاوت و رفتار سرمایه‌گذاران نسبت به اطلاعات نیز، در قیمت سهام تأثیرگذار است.

 

اشکال مختلف بازار کارا

۱- شکل ضعیف بازار کارا:

یکی از متداول‌ترین نوع اطلاعات در ارزیابی ارزش اوراق بهادار، داده‌ها و اطلاعات مربوط به بازار است. برخی از اطلاعات موجود مربوط به دوره‌های قبل بوده و تأثیر آنها در قیمت‌های اوراق بهادار منعکس شده است و تأثیری در پیش‌بینی تغییرات آتی قیمت‌ها ندارند و به  همین دلیل از ارزش کمتری برخوردارند. این نوع اطلاعات که تأثیر کمتری بر روی قیمت سهام دارند شکل ضعیف از فرضیۀ بازار کارا را نشان می‌دهند. در صورتی که شکل ضعیف فرضیۀ بازار کارا، صادق باشد، باید گفت که تغییرات گذشتۀ قیمت باید رابطه‌ای با تغییرات آتی قیمت نداشته باشد. به عبارت دیگر، تغییرات قیمت سهام در طول زمان باید مستقل و یا تقریباً مستقل باشد. مفهوم شکل ضعیف فرضیۀ بازار کارا این است که اطلاعات «قیمتی» تاریخ گذشته، در ارزیابی تغییرات آتی قیمت تأثیر ندارد.

۲- شکل نیمه قوی بازار کار :

سطح متداول‌تر کارایی بازار نه تنها شامل اطلاعات موجود قیمتی است، بلکه شامل تمام اطلاعات شناخته شده و در دسترس مانند اطلاعات مربوط به درآمد، سود تقسیمی، پیشرفت‌های جدید در مورد محصولات، مشکلات تأمین مالی و تغییرات مربوط به حسابداری است. در بازاری که این چنین اطلاعاتی سریعاً در قیمت‌ها منعکس شود به آن بازار کارای نیمه قوی گفته می‌شود. توجه داشته باشید که چون داده‌های مربوط به بازار، قسمتی از کل اطلاعات در دسترس است به همین دلیل بازار کارای نیمه قوی دربرگیرنده شکل ضعیف بازار کارا نیز هست. بازار کارای نیمه قوی شامل سرمایه‌گذارانی است که از اطلاعات منتشرۀ جدید استفاده نمی‌کنند و انتظار دارند با توجه به متوسط ریسک، بازده بیشتری بدست آورند. اگر تعدیل قیمت سهام در مقابل برخی از اطلاعات منتشره، با تأخیر انجام شود و سرمایه‌گذاران بتوانند با استفاده از تأخیر به بازده غیرمتعارف دست پیدا کنند بدین معنا است که بازار نیمه قوی یک بازار کارای کامل نیست چون در بازار کارای کامل به محض انتشار اطلاعات، قیمت ها تحت تأثیر اطلاعات قرار می‌گیرند (در این صورت شکل نیمه قوی کارایی بازار، ناقص است).

۳- شکل قوی بازار کارا:

قوی‌ترین شکل بازار کارا، شکل قوی آن است، که در آن قیمت‌های سهام کاملاً تحت تأثیر اطلاعات، اعم از اطلاعات عمومی و غیر عمومی (خصوصی) قرار دارد. اگر بازار کار به شکل قوی آن وجود داشته باشد، هیچ گروهی از سرمایه گذاران نمی‌توانند در یک برهه از زمان بیش از نرخ بازده منتفع شوند. پرتفلیو‌هایی که به صورت حرفه‌ای مدیریت می‌شوند معمولاً جزء این دسته هستند.

 

ویژگى‌هى بازار کارا

۱.  شرایط بازار رقابت: آنچه که در کتاب‌هاى اقتصاد در مورد شرایط برقرارى رقابت در بازار مى‌خوانیم، مطالبى است که در این مورد قابل ذکر است. نکته‌هائى از قبیل تعداد فراوان و کافى عرضه‌کننده و تقاضاکننده در بازار، و یا آزاد بودن ورود و خروج به بازار براى همه مردم و نبودن مانع و یا شرط و شروطى براى این‌کار، بنابراین، حضور تعداد بسیارى شرکت‌کننده در بازار یکى از شرایط مهم بازار کارا مى‌باشد.

۲. اطلاعات باید به سرعت و فوریت و یا حداقل هزینه به اطلاع دست‌اندرکاران بازار برسد.

۳. کسى‌که در این بازار خرید و فروش مى‌کند، باید احساس امنیت کند و اطمینان یابد که آنچه بابت اوراق بهاءدار خود دریافت یا پرداخت مى‌کند، به ارزش ذاتى آن نزدیک است، یعنى قیمت عادلانه‌اى براى کالاى خود دریافت مى‌کند.

۴. معامله در بازار کارا نباید گران باشد، هزینه‌هاى معامله بسیار کم و به وضعیت بدون خرج بودن نزدیک باشد.

۵. هیچ معامله‌گرى آنچنان قدرت نداشته باشد که بازار را زیر نفوذ خود بگیرد و تأثیر مهمى بر بازار بگذارد.

۶. افراد مطلع در بازار وجود دارند و این افراد با اطلاعاتى که دارند. بازار را به کارآئى مى‌رسانند، اما آنها نمى‌توانند از اطلاعات و دانش افزون‌تر خود نتایج بهتر و سود بیشترى به‌دست آورند. در این محیط، فرد متخصص نمى‌شوند قیمت بازار طورى تعیین مى‌شود که منعکس‌کننده تمام اطلاعات خوب و بد است.

  مفهوم نهادهای مالی چیست؟آشنایی با وظایف نهادهای مالی

۷. در بازار کارا، تعدیل قیمت‌ها به سرعت انجام مى‌شود. در این بازار، افراد زیادى حضور دارند ک اطلاعات را دریافت و ارزیابى نموده و ارزش آن را پیدا مى‌کنند و به فوریت قدام به خرید و فروش مى‌کنند. اقدام فورى آنان باعث مى‌شود که اطلاعات موجود دقیقاً و به سرعت روى قیمت‌ها انعکاس یابد. چون ورود اطلاعات به بازار و تأثیر آن بر قیمت‌ها به شکل تصادفى است و وابستگى و تورش خاصى ندارد، پس تغییرات قیمت در این بازار روند خاصى ندارد و روند تغییر قیمت و الگوى رفتارى آن تصادفى و غیرمنظم است و به‌اصطلاح قیمت تابع قاعده ”گشت تصادفى ـ random walk“ مى‌باشد. بازار کارا حافظه ندارد و از قیمت‌هاى دیروز در مورد فردا نمى‌توان نتیجه‌گیرى کرد. براى این روند تصادفى معمولاً مثال فرد مستى که روى جاده راه مى‌رود را بیان مى‌کنند. به این‌صورت که با بررسى تاریخچه گام‌هاى قبلى او نمى‌توان نتیجه گرفت که گام بعدى وى در چه جهتى فرود مى‌آید. او تلوتلوخوران پیش مى‌رود و لذا نمى‌توان گفت که گام بعدى را در جهت چپ یا راست یا مستقیم برمى‌دارد و مختصات آن چیست؟ قیمت هم از آنجا که تابعى از اطلاعات جدید مى‌باشد و اطلاعات نیز به‌طور تصادفى وارد بازار مى‌شود، تلوتلوخوران پیش مى‌رود و با بررسى روند گذشته قیمت‌ها اطلاعات تازه‌اى به‌دست نمى‌آید.

۸. شرط لازم براى کارآئى بازار وجود رقابت است. در همه بازارهاى عمده مالى جهان، غیر از تعداد زیاد معامله‌کننده، تعداد زیدى هم معامله‌گر (Dealer) کارگزار (Broker) و واسطه متخصص (Specialist) خرید و فروش روى سهام وجود دارد. اینها افراد کارشناس در خرید و فروش هستند و آن پختگى را دارند که تأثیر اطلاعات را بر قیمت سهم بسنجند .این توانائى را دارندکه تأثیر خاص اطلاعات و جهت تأثیر آنها بر قیمت‌ها را درک کنند و اثر زنجیره‌اى مجموعه‌اى از تغییرت و اخبار را بر روى قمت اوراق بهاءدار حدس بزنند. مثلاً اگر در مجمع عمومى شرکتی، اعطاء سهام جایزه تصویب شده باشد، آنها باید بتواند تأثیر اعطاء سهام جایزه بر قیمت سهام را تعیین کنند.

۹. بازار باید در معرض ترافیکى دوطرفه از اطلاعات باشد به‌عبارت دیگر، بازار کارا طورى است که در هر مقطعى از زمان، عده‌اى در آن خریدار هستند و عده‌اى فروشنده این‌طور نیست که در زمانى همه خریدار باشند و یا همه فروشنده. یکى از مشکلات بورس تهران آن است که بازارى یک‌طرفه است. در مقطعى از زمان همه صف مى‌بندند که بخرند و دنبال آشنا مى‌گردند که اسباب خرید را فراهم آورد. در مقطعى هم همه صف مى‌بندند بفروشند و اصطلاحاً مى‌گویند که سهام روى میز مانده است. معنى چنین وضعى این است که افراد در بازار بورس تهران، دهن‌بین و دنباله‌رو هستند و استقلال رأى و استقلال ارزیابى در آن وجود ندارد. آدم‌هاى متخصصى که بازار را در همه جهت‌هاى آن گسترش بدهند، وجود ندارد. در بازار کارا عده‌اى باید بر این باور باشند که خرید به نفع آنها است و عده‌اى هم بر این باور که فروش به نفع آنها است. تنها در این وضعیت است که حجم بالاى معامله به‌دست مى‌آید و بازار راحت‌تر به تعادل عرضه و تقاضا مى‌رسد. آنچه در اینجا مى‌گوئیم، با ویژگى ذکرشده در بند (۱) تفاوت دارد. در بند (۱) عمدتاً گفته شد که شرکت‌کنندگان تعداد زیادى باشند. اینجا مى‌گوئیم که دو گروه باشند: نیمى معتقد باشند که اگر بخرند به صلاح و منفعت آنان است و نیمى دیگر معتقد باشند که اگر بفروشند نفع بیشترى مى‌برند. این وضعیت زمانى پیش مى‌آید که شرکت‌کنندگان در بازار آگاه و کارشناسى باشند، نه دهن‌بین و پیرو و مقلد که تا چیزى عنوان شود، همه به دنبال آن بروند.

سرمایه گذاری یا نوسان گیری مسئله این است...

۱۰. به‌نظر مى‌رسد که در بازار کارآى سرمایه ابزارهاى مالى بسیار گسترده‌اى وجود دارد که هریک نقش خاصى در بازار دارد و هریک شکافى را در بازار پرمى‌کند، یعنى بازار کارآى سرمایه بازارى پیچیده است که ابزارهاى پیچیده مالى در آن وجود دارد. مثلاً وجود اوراق اختیار معامله و نقش معینى که این اوراق در بازار به عهده دارد، بازار را کاراتر مى‌کند و تعادل مناسب‌ترى بین عرضه و تقاضا به‌وجود مى‌آ‌ورد.

 

بازار سرمایه ناکارا

وقتی از بازار کارا صحبت می‌کنیم، منظور بازاری است که در آن قیمت با استحکام و قوت تمام به گونه‌ای تعیین می‌شود که متقاضی خرید و فروش به‌طور دایمی و با تفاوت رقم کم در بازار موجود می‌شود که متقاضی خرید و فروش به‌طور دائمی و با تفاوت رقم کم در بازار موجود باشد. پس، در چنین بازاری، قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش از هم چندان دور نیست. چنین قیمت‌هایی به آن‌چه ما قیمت‌های ذاتی می‌نامیم نزدیک است. قیمت ذاتی یک مفهوم نظری است که برحسب الگوی قیمت‌گذاری مورد انتخاب ما، محاسبه می‌شود. بازار مجبور نیست این قیمت را بپذیرد. قیمت‌های مورد معامله می‌تواند با قیمت ذاتی متفاوت باشد. اما، اگر قیمت ذاتی براساس الگویی منسجم و صحیح محاسبه شده باشد، و بازار هم کارا باشد، در طول زمان، قیمت معاملاتی نباید چندان از قیمت ذاتی دور باشد.

بازارهای ایران

منظور از بازار مالی و آشنایی با انواع بازارهای مالی

بازارهای ما در ایران کارا نیستند. از بازار کالایی شروع کنیم که آسان‌تر و دریافتنی‌تر است. قیمت مثلاً لوازم یدکی در شهرهای مختلف ما بسیار متفاوت است. همان قطعه در تهران و مثلاً در کرمان کلی تفاوت قیمت با یکدیگر دارد. علتالبته آن است که شرایط بازار کامل رقابت بر این بازار حاکم نبوده است. اولاً، کیفیت جنس مشابه و استاندارد نیست. ثانیاً، ده‌ها عامل از قبیل نرخ‌های ارز متفاوت، نرخ‌های مواد اولیه متفاوت، انواع انحصارات، نرخ‌های وام متفاوت، … بازار را از حالت رقابتی آن خارج کرده است. این‌چنین است که تفاوت قیمت موجود در بازار، صرفاً به دلیل هزینه‌های حمل و نقل نیست. تفاوت‌ها عمده است و به عوامل دیگری بستگی دارد. بازارهای ما یک‌دست نیست و قانون ظروف مرتبط بر بازار حاکم نیست. چنین بازاری ناکارا است.

  گردش پول و معنی و مفهوم آن چگونه است؟

البته، از بازار کالایی هم چندان امید کارایی به مفهوم بازار سرمایه نمی‌رود، چرا که کالاها استاندارد نیست؛ اما در بورس که کالا استاندارد است، مثلاً یک برگ سهام شرکت سرمایه‌گذاری ساختمان ایران عین یک برگ دوم آن است و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند، نمی‌توان تفاوت قیمت را تحمل کرد. بعضی از کالاها را به هر حال نمی‌توان، حداقل در آینده کوتاه‌مدت، موضوع معاملات بورس کرد. مثلاً بازار مسکن ـ دشوار بتوان تصور کرد ـ که بازاری کارا شود، چرا که کالای مورد مطالعه استاندارد نیست.

گاهی پیچ کوچه، رشد درختان، گذر جوی آبی از کنار ملک، … در قیمت تأثیر می‌گذارد. وقتی مدرسه یا محل عمومی دیگری روبه‌روی ملک شما احداث می‌شود، قیمت ساختمان کاهش می‌یابد. برعکس، اگر پارکیدر کنار آن ملک ایجاد شود، قیمت بالا می‌رود. به‌علاوه، به‌دلیل انتظارات مختلف مردم از مسکن، و ذوق و سلایق مختلف، و برخورد مختلفی که با طبیعت، محیط‌زیست، انگاره زیباشناختی دارند، مسکن واحدی ممکن است توسط افراد مختلف، مختلف ارزشیابی شود، و محاسبه ارزش ذاتی آن کار چندان آسانی نباشد. چنین است که امکان ایجاد بازار کارا برای مسکن دشوار است. البته، قابل فهم است که بازار مسکن در شهرهای جدید که موقعیت زمین و نوع ساختمان‌ها مشابه است، کاراتر از مناطقی باشد که در آن‌ها عوارض زمین بسیار است، نوع کاربری‌ها متفاوت است، و موقعیت‌های ارزشی زمین بسیار با هم فرق دارد.

البته، چون مفهوم کارایی نسبی است، حتی در مورد مسکن، می‌توان گفت که بازار مسکن مثلاً شهر لندن از شهر تهران کاراتر است، حتی در مورد مسکن، می‌توان گفت که بازارمسکن مثلاً شهر لندن از شهر تهران کاراتر است. یعنی بازار به‌گونه‌ای شکل داده شده است که عرضه و تقاضا به صورت مناسب‌تری با هم تلاقی کنند، قیمت‌های عرضه و مورد درخواست با هم تفاوت کمی دارند، و در مجموع بازار مسکن مؤثرتر از بازار تهران عمل می‌کند.

ممکن است بپرسید چرا بازار باید کارا باشد؟ پاسخ آن است که بازار کارا که در آن قیمت‌ها به قیمت ذاتی نزدیک است، عادلانه‌تر است و باعث تخصیص بهتر منابع می‌شود، و نهایتاً به نفع ملی است. درواقع، اعتقاد من آن است که حتی اگر بازار کارا نباشد، باز هم بسیار بهتر از آن ناظم و مسئول عادلی عمل می‌کند که می‌خواهد به تشخیص خود، برای هزاران نوع کالا قیمت‌گذاری کند، هرچند هم که قیمت‌گذار حسن نیت داشته باشد، باز حاصل کارش بهتر از بازاری نخواهد بود که حتی ناکارا باشد.

چرا ما به بازار کار علاقه‌مند هستیم؟

چون چون بازتاب ارزش ذاتی است و عدالت را بسط می‌دهد. از دل این عدالت، منابع محدود اقتصادی ما درست تقسیم می‌شود، و در کل اقتصاد ارزش بیشتری خلق می‌شود. بگذارید مثال بعیدی بزنیم. کسی که در خارج از بازار کار معامله می‌کند، مثلاً اطلاعات خاصی دارد، یا یک برگ کاغذ را به عنوان مجوز می‌گیرد، و وارداتی را به شکل انحصاری انجام می‌دهد، و سودی سرشار می‌برد، خلق ارزش نمی‌کند. او سود می‌برد، اما جامعه زیان می‌بیند. چون سودش بسیار است احتمالاً درست خرید نمی‌کند، و و پایین‌ترین قیمت‌های خرید را پیدا نمی‌کند.

این زیان ارزی اول است. چون سودش به آسانی به‌دست آمده، به‌درستی سرمایه‌گذاری نمی‌شود، و صرف بهترین طرح‌ها نمی‌شود. این زیان دوم است. خلاصه این‌که منابع محدودی که ما داشته‌ایم، و باید به‌درستی تخصیص می‌دادیم، درست تخصیص نمی‌یابد. چنین است که معتقدم بدون بازار کارا و عدالت مبتنی بر بازار، حداکثر کارایی به‌دست نمی‌آید. این بسیار عجیب به‌نظر می‌رسد، اما دیگر واقعیتی اقتصادی است. بدون عدالت توزیع (که در آن سیستم‌های قیمت بازار کارا لازم است) تولید بهینه نمی‌شود؛ بالاترین حجم تولید به‌دست نمی‌آید. عدالت قیمت‌ها یک کالای لوکس نیست که بتوانیم بدون آن زندگی کنیم، بلکه ضرورتی است که بدون آن تولید به حداکثر نمی‌رسد، و ارزش کافی خلق نمی‌شود.

مثال دیگری بزنیم:

آیا در کشویر که منابع نه بر مبنای قیمت بازار کارا، بلکه بر مبنای آشنایی‌ها و راه‌های خلاف توزیع می‌شود، خلق ارزش نمی‌شود؟ آیا مثلاً هژبر یزدانی که در رژیم گذشته ایران، براساس آشنایی‌اه و به طریق خلاف و سوءمجوزها امتیازاتی دریافت می‌کرد، و از مکانیسم بازار آن امکانات را تحصیل نمی‌کرد، خلق ارزش نکرده است؟ شک نیست که هژبر یزدانی منشاء خدماتی هم بوده است و واحدهای تولیدی و کشاورزی بسیار تأسیس کرده است، اما بحث و تأکید ما این است که اگر این منابع به روشی درست و از طریق بازار توزیع می‌شد، کل ارزش‌های اقتصادی که خلق می‌شد بسیار فراتر از آن چیزی می‌بود که هژبر خلق کرد.

فراموش نکنیم:

فقط عدالت توزیع که در نظام بازار کارا نهفته است می‌تواند تولید و خلق ارزش‌های اقتصادی را به بالاترین سطح آن برساند. این شاید در نگاه اول تعجب‌آور باشد که عدالت‌جویی که مقوله‌ای آرمانی است، تا این حد، بر واقعیت اقتصادی که مقوله‌ای زمینی و مادی است تأثیر دارد. این‌چنین است که سازندگی‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها در جهان سوم که مبتنی بر نظام بازار نیست، کارایی بسیار کمتری از کشورهای توسعه‌یافته صنعتی دارد. فکر می‌کنم بخشی از مخالفت عامه مردم با مفاهیم سرمایه‌داری از آن‌جا نشأت می‌گیرد که نظام سرمایه‌داری را نظامی می‌شناسندا که براساس ورقه‌های مجوز و حق انحصاری واردات یا ساخت، سود بادآورده‌ای می‌برد.

در حالی که در اغلب این کشورها، پول درآوردن که از کانال بازار کارا می‌گذرد، بسیار دشوارتر از کشورهای در حال توسعه است که در آن‌ها قانون‌فروشی، انحصار، … موضوع باب روز است. حتی سرمایه‌دار آمریکایی یا ژاپنی هنوز هم متناوباً روزی ١۵ ساعت کار می‌کند، و از همه امکانات فکری و جسمی خود استفاده می‌کند تا بتواند در شرایط بازار آزاد و رقابت تاب زنده ماندن بیابد. این‌چنین است که کارایی و ارزش به حداکثر می‌رسد. این‌که باید با انحصار، فروش قانون و سهمیه‌فروشی مخالفت کرد، نه تنها مسئله‌ای اخلاقی، اعتقادی و عدالت‌جویانه است، بلهک مقوله‌ای اقتصادی و زمینی است. چنین است که اوضاع اقتصادی این گروه کشورها با آن گروه کشورها فرق می‌کند.

  سرمایه گذاری یا نوسان گیری؟! مسئله این است...

مثال آخری نیز عرضه کنیم که نشان دهد چگونه بازار کارا باعث تخصیص بهینه منابع می‌شود.

این بار بازار کارا را بگیریم. بازار کاری را فرض کنید که در آن براساس نیازهای واقعی اقتصادی و به‌منظور بهینه کردن تخصیص منابع، نیروی کار آموزش می‌بیند و به استخدام درمی‌آید. در چنین شرایطی، بازار آموزش، نیروی کار مورد نیاز اقتصاد را تربیت می‌کند، و نه نیروی کار دارای مدرکی را که فاقد هر نوع آموزش کاربردی انجام صحیح کار است.

نیروی کاری هم که استخدام می‌شود، نه براساس یادداشت فلان مقام و تأکید و تأیید فلان مسئول، بلکه بر مبنای ضرورت‌های اقتصادی آن واحد صنعتی، کشاورزی، و یا خدماتی استخدام می‌شود. اگر بازار کار ایران کارا بود، و معیارهای عرضه و تقاضای اقتصادی و تخصیص بهینه منابع بر آن حاکم بود، در آن صورت دیگر واحدهای صنعتی‌ای را نمی‌داشتیم که امروز با تراکم چند برابر نیروهای کار مواجه باشند. استخدام غیراقتصادی، وضعیت نامناسب جاری را به‌وجود آورده است.

حال که ضرورت بازار کارا را دریافته‌ایم، باید ببینیم که چگونه این بازار به‌وجود می‌آید. البته، دیگر به بازار کارای سرمایه، موضوع اصلی این گفتار، برمی‌گردیم. بازار کارا بازاری است که در آن عرضه‌کنندگان و تقاضاکنندگان متعدد وجود داشته باشند. اطلاعات شاه‌بیت موضوع است. اطلاعات صحیح و فراوان باید در دسترس باشد. وجود اطلاعات به خودی خود کفایت نمی‌کند. اطلاعات باید تحلیل شود. باید تعداد کافی از تحلیل‌گران در بازار باشند که دائماً اطلاعات دریافتی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهند، و حاصل یافته‌های خود را در قیمت بازتاب دهند.

یعنی اگر حاصل بررسی آن‌ها نشان می‌دهد که اتفاق نامناسبی برای شرکت به‌وقوع پیوسته است، قیمت را کاهش و برعکس افزایش دهند. در بازار کارا، تحلیل‌گران دارای توان تحلیل و بررسی باید همواره حاضر باشند. این حضور اجازه نمی‌دهد فاصله قیمت‌های خرید و فروش پیشنهادی زیاد باشد. هزاران نفر در بازار کارا اوراق بهادار را به‌طور دائمی و از نزدیک مورد تحلیل قرار می‌دهند، نتیجه تحلیل خود را در قیمت‌ها تأثیر می‌دهند،‌ قیمتی را بر بازار حاکم می‌کنند که به قیمت ذاتی نزدیک است، و اجازه نمی‌دهند برای آربیتراژ و سفته‌سازی، جای زیادی باقی بماند.

جالب است بدانیم که در بازار کارا صحبت از سهام خوب و بد چندان معقول نیست. سهام خوب آن‌قدر قیمتش بالا می‌رود که نرخ بازده آن کاهش می‌یابد، و سهام بد آن‌قدر قیمتش پایین می‌آید که نرخ بازده‌اش بالا می‌رود. برای هر گروه خطر مشخص، نرخ‌های بازده سهام مختلف کم و بیش به یکدیگر نزدیک است. در بازار کارا واکنش نسبت به اطلاعات فوری است. چون هزاران نفر این اطلاعات را بررسی کرده و در قیمت‌های بازار انعکاس می‌دهند، دیگر بررسی نفر هزارویکم چندان اهمیت ندارد. این‌جاست که نتیجه‌گیری شگفتی از بحث حاصل می‌شود. در بازار کارا، عامه مردم و متخصص برای کسب سود چندان با هم تفاوتی ندارند. یعنی حقوق مردم عادی در بازار سرمایه کارا مراعات می‌شود. تخصص دیگر چندان کارگر نیست، چون محققان زیادی در بازاراند که قیمت را چکش‌کاری کرده‌اند، پالوده‌اند. و به ارزش ذاتی نزدیک کرده‌اند.

پس منافع عامه در این بازار به بهترین شکل مراعات می‌شود. رعایت منافع عامه مردم (public interest) مهمترین وظیفه ناظر بازار سرمایه است. اگر بازاری داریم که در آن با اطلاعات محرمانه حقوق مردم عادی تضییع می‌شود، دیگر نباید از کارا بودن بازار سرمایه در کشورمان صحبت کنیم. مردم عادی نباید در بازار سرمایه آسیب ببینند، حقوقشان ضایع شود، و با افراد متخصص متفاوت باشند. اگر این تبعیض وجود داشته باشد، دیگر نمی‌توان چندان به تشویق مردم به پس‌انداز و تشکیل سرمایه دل بست. مردم عادی در بازار سرمایه کارا از عدالت (عدالت اطلاعاتی و نرخ بازده) برخوردارند.

انجام معاملات متکی بر اطلاعات محرمانه (inside information) حقوق مردم عادی را ضایع می‌کند. این درست مثل همان روقه واردات یا صادرات انحصاری گرفتن است. واقعاً موضوع چندان با ارتکاب سرقت و بالا رفتن از دیوار مردم متفاوت نیست. از این‌رو، معامله به اتکای اطلاعات محرمانه، در کشورهای دارای بازار سرمایه کارا، جرم جنایی محسوب می‌شود. با خاطی همان‌گونه برخورد می‌شود که با سارق. چون او کسی است که حقوق مردم عادی را، پس‌انداز سرمایه‌گذار کوچکی را که با حداکثر تلاش و کارایی چند صد تومان صرفه‌جویی کرده است، به باد می‌دهد. چه فرقی با این دارد که از منزل آن مردم، چیزی را به سرقت ببرد.

به این دلایل است که در کشوراهی با بازار سرمایه پیشرفته، حرکت‌ها و معاملات مدیران شرکت‌ها روی سهام خودشان را چند چشمی می‌پاییند. مدیران از موضع منافع شخصی نمی‌توانند هر وقت که دلشان بخواهد، به اسم خود یا بستگانشان، سهام شرکت‌های خودشان را معامله کنند. این‌ها معاملات متکی بر اطلاعات محرمانه تلقی می‌شود. چنین حرکاتی کل هدف اولیه از تشکیل شرکت‌های سهامی عام را زیر سؤال می‌برد. کارایی بازار سرمایه بستگی به کاهش جدی این نوع معاملات دارد. اگر بازار سرمایه عمق نداشته باشد و کارا نباشد، اگر اطلاعات در آن به‌وفور در دسترش نباشد، منابع محدود اقتصادی به هرز می‌رود و هدف از تشکیل بازار سرمایه فراموش می‌شود.

 

 

از این مقاله هم غافل نشوید: بهترین زمان خرید و فروش در بورس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *